تبلیغات
تدریس خصوصی زبان انگلیسی - جملات و اصطلاحات انگلیسی - درس خواندن، امتحان دادن، قبول یا رد شدن

جملات و اصطلاحات انگلیسی - درس خواندن، امتحان دادن، قبول یا رد شدن



1- خیلی درس (برای خواندن) دارم./ درس هایم سنگین است.

I have a lot of studies.

 

2- او خیلی درس خوان است.

He’s very studious.

 

3- قصد دارم در خارج ادامه تحصیل بدهم.

I’m going to continue my studies abroad.

 

4- چه روزی امتحان داریم؟

When is our exam?

 

5- فردا امتحان داریم.

We have an exam tomorrow.

 

6- دیروز معلم مان از ما امتحان گرفت.

Our teacher gave us an exam/ a test / a quiz yesterday.

(واژه exam به معنای آزمون یا امتحان کتبی، شفاهی و یا عملی می باشد که در مدارس و دانشگاه ها مورد استفاده قرار می گیرد و بر مبنای آن مدارک قبولی اعطا می شود. شکل رسمی تر این واژه examination می باشد. واژهtest  به معنای آزمون است که علاوه بر آزمون اصلی و یا گاهی به جان آن داده می شود تا مشخص شود که دانش آموزان یا دانشجویان چه مقدار یاد گرفته اند. واژهquiz  به معنای نوعی آزمون غیر رسمی و کوتاه می باشد که ممکن است در طول ترم چندین بار داده شود.)

 

7- هفته گذشته امتحان پایان ترم (نهایی) دادیم.

We took our final exam last week.

 

(در زبان انگلیسی برای امتحان دادن (توسط شاگرد) از take an examو یا معادل آن do/sit an examاستفاده می شود)

 

8- دیروز امتحان دادیم.

We took/ did / sat an exam yesterday.

 

(برای امتحان گرفتن توسط معلم از gave an examاستفاده می شود.)

 

9- دیروز معلم مان از ما امتحان گرفت.

Our teacher gave an exam yesterday.

 

 

10- در امتحان قبول / رد شدم. ( افعال passو failحرف اضافه نمی گیرند.)

I passed / failed my exam.

 

11- دیروز کارنامه ام را گرفتم .

I got my report card yesterday.

 

12- ترم قبل شاگرد اول ( ممتاز) شدم.

 I was the top student last term.

 

13- امتحانت/مصاحبه ات... چطور بود؟

How did your exam/interview … go?

 

14- امتحانم /مصاحبه ام خوب شد./امتحانم را خوب دادم.

I did well in my exam / interview.

 

15- امتحانم / مصاحبه ام را خراب کردم./ بد دادم.

I did badly in my exam / interview.

 

16- امتحانم / مصاحبه ام را خراب کردم .

I messed up my exam / interview.

 

17- بالاخره موفق شدم امتحان را قبول شوم.

I finally managed to pass the exam.

 

18- چیزی نمانده بود که در امتحان رد شوم. (اما قبول شدم)

I almost / nearly failed my exam.

 

19- در امتحان میان ترم نمره (خیلی) پایین گرفتم.

I got a (very) low mark in my mind-term test.

 

20- نمره قبول چند است؟

What’s the passing mark?

 

21- امتحان شفاهی است یا کتبی؟

Will the exam be oral or written?

 

22- ورقه های امتحانی ما را تصحیح کرده اید؟

Have you corrected our exam papers?

 

23- برای این امتحان چقدر وقت داریم؟

How much time do we have for this exam?

 

24- ببخشید! چقدر وقت باقی مانده است؟

Excuse me! How much time is left, please?

 

25- در کلاسم پیشرفت زیادی / خوبی دارم.

I’m making a lot of progress / I’m making good progress in my class.

 

26- آنقدر که باید درس نمی خوانم.

I don’t study / I’m not studying as hard as I should.

 

27- از کلاس عقب هستم.

I’m behind ( the class) in my studies.

 

28- دارم عقب می افتم زیرا به اندازه کافی برای درس هایم وقت نمی گذارم.

I’m falling behind because I don’t put in enough time for my studies.

 

29- امروز حال و حوصله درس خواندن را ندارم.

I’m not in the mood for studying today. = I don’t feel like studying today.

 

30- اگر می خواهی در امتحان ورودی دانشگاه رتبه بالایی بدست بیاوری باید دود چراغ بخوری. (منظور بیدارن ماندن در شب و درس خواندن است.)

If you want to get high ranking in the university entrance exam, you must burn the midnight oil. (= stay up late at night and study)

 

31- امکان دارد به من وقت بیشتری بدهید؟ من هنوز سوال 65 هستم.

Will you give me some extra time, please? I’m still on question 65.

 

32- به زور / به زحمت در امتحان قبول شدم.

I barely managed to pass the exam.

 

33- هنگام امتحان همه چیز یادم رفت.

My mind went blank during the exam.

 

34- امتحان را ناپلئونی قبول شدم.

I passed the exam by the skin of my teeth.



[ یکشنبه 27 مهر 1393 ] [ 05:11 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]