تبلیغات
تدریس خصوصی زبان انگلیسی - اصطلاحات کاربردی انگلیسی

اصطلاحات کاربردی انگلیسی


معادل فارسی
اصطلاح انگلیسی
سخن محرمانه‌ای با شما دارم.
I have a word in your ear.
سر به سرم نگذار.
Don't pull my leg.
سربالایی است.
It is steep.
سرپایینی است.
It is sloping.
سگ در خانه‌ی صاحبش شیر است.
A lion at home a mouse abroad.
سزاوار سرزنش هستی.
You are to blame.
سحرخیز است.
He is up with the larks.
سیاست پدر و مادر ندارد.
Politics has no scruples.
سرجایتان بنشینید.
Take your seat.
سر و پا گوشم.
I am all ears.
شوخی به کنار.
All joking aside.
شکمش کار نمی کند.
His bowels do not move.
شیر یا خط
cross or pile
شیر یا خط
head or tail
شاخ و شونه کشیدن
to act in a threatening manner
شما کجا اینجا کجا.
Fancy meeting you here.
شیری یا روباه!
How did you make out!
شنیدن کی بود مانند دیدن.
Seeing is believing.
شانه‌ام از جا در رفته.
I put my shoulder out.
شیطنت کردن
to play the devil
دنیا جای عبرت است.
live and learn
آدم بی‌شیله پیله‌ای است.
He is an open book.
زهره ترک شدن
have one's heart in one's mouth
زبانت را گاز بگیر.
Bite your tongue.
زندگی همینه.
Such is life.
زیر منت او هستم.
I am under obligation to him.
زود بهش برمیخوره.
He is too quick to take offence.
زیره به کرمان بردن
carry coals to Newcastle
زمین و زمان را بهم دوختن
to move heaven and earth
سر بریده سخن نمی‌گوید.
Dead men tell no tales.
هر دو سر و ته یک کرباسند.
One is as bad as the other.
سحرخیز باش تا کامروا باشی.
The early bird catches the worm.
سالی که نکوست از بهارش پیداست.
Well begun is half done.
سرکه‌ی نقد به از حلوای نسیه. نقد امروز به از نسیه‌ی فردا.
A bird in hand is worth two in the bush.
سر و تهش رو بهم بیار.
Make both ends meet.
علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد.
Prevention is better than cure.
عجول بجای ماهی قورباغه می‌گیرد.
The hasty catches frog for fish.
عقلش پاره سنگ می‌بره.
He has a screw loose.
عمل نیکو کردن بر سخن نیکو گفتن برتری دارد.
It is better to do well than to say well.
عاشق چشم و ابروی ما که نیست.
He doesn't do it for our bleak eyes.
عهد دقیانوس
time out of mind
عشقم رسید این کار رو کردم.
I had a whim to do it.
عذر غیر موجه
a feeble excuse
عمرش نزدیک تمام شدنه. (آخر خطه)
His days are numbered.
عقده دل را گشودن
blow off steam
شاهنامه آخرش خوش است.
He laughs best who laughs last.
شایسته‌ی من نیست که...
It doesn't be fit me to…
شکمی از عزا در‌آوردن
eat or drink to one's heart's content
غوره نشده می‌خواهد مویز شود.
He is trying to run before he has learnt to walk.
محبت سرش نمی‌شود.
He is blind to kindness.
صرف‌نظر از
apart from
قدمتان روی چشم.
You are most welcome.
قول شما را سند می‌دانم.
I take your word for it.
قدم نورسیده مبارک.
Congratulation on the new arrival.
قوز بالا قوز شدن
to go from bad to worse
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود
every little counts
کلاهمان پس معرکه است.
We haven't got the slightest chance.
ککش هم نگزید.
He didn't turn a hair.
کله‌شق
pig headed
کله‌پوک
block head
کله پرباد
swollen head
کار و بار چطوره؟
How is business?
کاسه‌ی داغ‌تر از آش
more catholic than pope
کاسه‌ای زیر نیم کاسه است.
There is something in the wind. There are wheels within wheels.
کار حضرت فیل است.
It is an elephant task.
کاسه کوزه را سر من مشکن.
Don't put the blame on me.
کار امروز را به فردا مینداز.
Don't leave off till tomorrow what you can do today.
کاش...
I would to God that…
عمرش وفا نکرد.
His life failed him.
عرصه زندگی را به کسی تنگ کردن
make life a hell
غرور مقدمه‌ی سقوط است.
Pride comes/goes before a fall.
قید همه چیز را زده‌ام.
I have ceased to care about.
قربون دهنت!
How right you are!
قسمت چنین بود.
It was so destined.
مشتاق دیدار.
Eager to see you.
به مفت نمی‌ارزد.
It is not worth a damn.
موهای بدنم را سیخ کرد.
It made my flesh creep.
مچم را گرفت.
He had me there.
محض شوخی بود.
It was out of mere homour.
مرحوم پدرتان
Your late father.
مرده‌شویش را ببرند.
Plague on it!
کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است.
There is more to it than meets the eye.
چه خیال کردی؟
What do you take me for?
مرا شیر کرد که آن کار را بکنم.
He dared me do it.
مسخره‌بازی درنیار.
Stop fooling.
مدتهاست شما را ندیده‌ام.
Ages since I saw you.
مگه عقلت را از دست دادی؟
Are you out of mind?
مگه کف دستم را بو کرده بودم.
How was I supposed to know?
مثل اینکه تنت میخاره.
You are asking for it.
نادیده خریدن جنس
buy a pig in a poke
نمی‌شود هم خدا را بخواهی هم خرما.
You can't eat your cake and have it.
نوبت را رعایت کنید.
Take your turn.
نه راه پس دارم نه راه پیش.
I don't know which way to turn.
کار از کار گذشته.
It is all over.
کلاهمون تو هم میره ها!
We shall fall out.
کسرش میشه با من صحبت کنه.
He is too proud to speak me.
کار بجاهای باریک کشیده.
Things have come to a pretty pass.
کی رو میخوای گول بزنی؟
Who are you getting at?
کله‌اش گرم است.
He is warm with wine.
کاش، خدا می‌کرد.
I wish to heaven.

برای تبادل لینک همین وبلاگ را با نام "وبلاگ ایستگاه زبان انگلیسی" لینک نمایید.




[ یکشنبه 12 مرداد 1393 ] [ 03:51 ب.ظ ] [ شهریار قربانی ]